سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 343غزل شمارهٔ 343شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اغہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلمنخواند بر گل رویت چه جای بلبل باغ2نقل کریںتو را فراغت ما گر بود و گر نبودمرا به روی تو از هر که عالمست فراغ3نقل کریںز درد عشق تو امید رستگاری نیستگریختن نتوانند بندگان به داغ4نقل کریںتو را که این همه بلبل نوای عشق زنندچه التفات بود بر ادای منکر زاغ؟5نقل کریںدلیل روی تو هم روی توست سعدی راچراغ را نتوان دید جز به نور چراغ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویشای که دستی چرب داری پیشتر دیوار خویشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 342اگلی نظمساقی بده آن شراب گلرنگمطرب بزن آن نوایْ بر چنگسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 344زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبه ذوق گرد رهت میدوم سراسر باغز بوی گل نمکی میزنم به زخم دماغبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1867کنون که میگذرد عیش چون نسیم ز باغچو گل خوش آنکه زنی دست در رکاب ایاغبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1868سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغکه تا چو بلبلِ بیدل کُنَم عِلاجِ دِماغحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 295آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویشای که دستی چرب داری پیشتر دیوار خویشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 342
کنون که میگذرد عیش چون نسیم ز باغچو گل خوش آنکه زنی دست در رکاب ایاغبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1868