صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 437

غزل شمارهٔ 437

شاعر: سعدی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ریم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
22
شوق است در جدایی و جُور است در نظر
هم جُور بِهْ که طاقتِ شوقت نیاوریم
33
روی ار به روی ما نکنی، حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
44
ما را سَری‌ست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَریم
55
گفتی: «ز خاک بیشترند اهل عشق من»
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم
66
ما با توایم و با تو نه‌ایم، اینت بلعجب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم
77
نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
88
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
99
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم
1010
سعدی تو کیستی؟ که در این حلقهٔ کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم

دوست در خانه و ما گِرد جهان گردیدیم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 436

اگلی نظم

ما دل دوستان به جان بخریم

ور جهان دشمن است غم نخوریم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 438

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 372

برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم

بزم شهنشه‌ست نه ما باده می خریم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1706

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00