سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 341غزل شمارهٔ 341شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رخویشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگرم قبول کنی ور برانی از بر خویشنگردم از تو و گر خود فدا کنم سر خویش2نقل کریںتو دانی ار بنوازی و گر بیندازیچنان که در دلت آید به رأی انور خویش3نقل کریںنظر به جانب ما گر چه منت است و ثوابغلام خویش همی پروری و چاکر خویش4نقل کریںاگر برابر خویشم به حکم نگذاریخیال روی تو نگذارم از برابر خویش5نقل کریںمرا نصیحت بیگانه منفعت نکندکه راضیم که قفا بینم از ستمگر خویش6نقل کریںحدیث صبر من از روی تو همان مثَل استکه صبر طفل به شیر از کنار مادر خویش7نقل کریںرواست گر همه خلق از نظر بیندازیکه هیچ خلق نبینی به حسن و منظر خویش8نقل کریںبه عشق روی تو گفتم که «جان برافشانم»دگر به شرم درافتادم از محقر خویش9نقل کریںتو سر به صحبت سعدی درآوری هیهاتزهی خیال که من کردهام مصور خویش10نقل کریںچه بر سر آید از این شوق غالبم؟ دانی؟همان چه مورچه را بر سر آمد از پر خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر کسی را هوسی در سر و کاری در پیشمنِ بیکار، گرفتارِ هوای دل خویشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 340اگلی نظمیار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویشای که دستی چرب داری پیشتر دیوار خویشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 342زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمدار آینه را در صفا برابر خویشبه دست شانه مده طره معنبر خویشجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر کسی را هوسی در سر و کاری در پیشمنِ بیکار، گرفتارِ هوای دل خویشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 340
اگلی نظمیار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویشای که دستی چرب داری پیشتر دیوار خویشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 342