سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 213غزل شمارهٔ 213شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رمیشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: سمیه الماسی و دیگرآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش بی روی تو آتش به سرم بر میشدو آبی از دیده میآمد که زمین تر میشد2نقل کریںتا به افسوس به پایان نرود عمر عزیزهمه شب ذکر تو میرفت و مکرر میشد3نقل کریںچون شب آمد همه را دیده بیارامد و منگفتی اندر بن مویم سر نشتر میشد4نقل کریںآن نه می بود که دور از نظرت میخوردمخون دل بود که از دیده به ساغر میشد5نقل کریںاز خیال تو به هر سو که نظر میکردمپیش چشمم در و دیوار مصور میشد6نقل کریںچشم مجنون چو بخفتی همه لیلی دیدیمدعی بود اگرش خواب میسر میشد7نقل کریںهوش میآمد و میرفت و نه دیدار تو رامیبدیدم نه خیالم ز برابر میشد8نقل کریںگاه چون عود بر آتش دل تنگم میسوختگاه چون مجمرهام دود به سر بر میشد9نقل کریںگویی آن صبح کجا رفت که شبهای دگرنفسی میزد و آفاق منور میشد10نقل کریںسعدیا عقد ثریا مگر امشب بگسیختور نه هر شب به گریبان افق بر میشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشدیا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212اگلی نظمسرمست ز کاشانه به گلزار برآمدغلغل ز گل و لاله به یک بار برآمدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبر من، ار دولت وصل تو مقرر میشدکارم از لعل گهربار تو چون زر میشدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 743اگر آن غمزه خونریز مصور میشدآب آیینه چو شمشیر به جوهر میشدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3430آڈیوصداکار منتخب کریںسمیه الماسیفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشدیا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212
اگلی نظمسرمست ز کاشانه به گلزار برآمدغلغل ز گل و لاله به یک بار برآمدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214
بر من، ار دولت وصل تو مقرر میشدکارم از لعل گهربار تو چون زر میشدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 743