صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 213

غزل شمارهٔ 213

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رمیشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد
و آبی از دیده می‌آمد که زمین تر می‌شد
22
تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو می‌رفت و مکرر می‌شد
33
چون شب آمد همه را دیده بیارامد و من
گفتی اندر بن مویم سر نشتر می‌شد
44
آن نه می بود که دور از نظرت می‌خوردم
خون دل بود که از دیده به ساغر می‌شد
55
از خیال تو به هر سو که نظر می‌کردم
پیش چشمم در و دیوار مصور می‌شد
66
چشم مجنون چو بخفتی همه لیلی دیدی
مدعی بود اگرش خواب میسر می‌شد
77
هوش می‌آمد و می‌رفت و نه دیدار تو را
می‌بدیدم نه خیالم ز برابر می‌شد
88
گاه چون عود بر آتش دل تنگم می‌سوخت
گاه چون مجمره‌ام دود به سر بر می‌شد
99
گویی آن صبح کجا رفت که شب‌های دگر
نفسی می‌زد و آفاق منور می‌شد
1010
سعدیا عقد ثریا مگر امشب بگسیخت
ور نه هر شب به گریبان افق بر می‌شد
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد

یا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212

اگلی نظم

سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد

غلغل ز گل و لاله به یک بار برآمد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بر من، ار دولت وصل تو مقرر می‌شد

کارم از لعل گهربار تو چون زر می‌شد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 743

اگر آن غمزه خونریز مصور می‌شد

آب آیینه چو شمشیر به جوهر می‌شد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3430

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00