سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 467غزل شمارهٔ 467شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اکنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآخَر نگهی به سوی ما کندردی به ارادتی دوا کن2نقل کریںبسیار خِلاف عهد کردیآخَر به غلط یکی وفا کن3نقل کریںما را تو به خاطری همه روزیک روز تو نیز یاد ما کن4نقل کریںاین قاعدهٔ خِلاف بگذاروین خوی مُعانِدت رها کن5نقل کریںبرخیز و در سرای در بندبنشین و قبای بسته وا کن6نقل کریںآن را که هلاک میپسندیروزی دو به خدمت آشنا کن7نقل کریںچون انس گرفت و مهر پیوستبازش به فراق مبتلا کن8نقل کریںسعدی چو حریف ناگزیر استتن در ده و چشم در قضا کن9نقل کریںشمشیر که میزند سپر باشدشنام که میدهد دعا کن10نقل کریںزیبا نبود شکایت از دوستزیبا همه روز گو جفا کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدنکه ندارد دل من طاقت هجران دیدنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 466اگلی نظمچشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکنتیرباران قضا را جز رضا جوشن مکنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 468زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دوست عتاب را رها کنتدبیر دوای درد ما کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1928ای دوست ره جفا رها کنتقصیر گذشته را قضا کنسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 321آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدنکه ندارد دل من طاقت هجران دیدنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 466
اگلی نظمچشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکنتیرباران قضا را جز رضا جوشن مکنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 468