سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 400غزل شمارهٔ 400شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: انمیسوزمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںوه که در عشق چنان میسوزمکه به یک شعله جهان میسوزم22نقل کریںشمع وش پیش رخ شاهد یاردم به دم شعلهزنان میسوزم33نقل کریںسوختم گر چه نمییارم گفتکه من از عشق فلان میسوزم44نقل کریںرحمتی کن که به سر میگردمشفقتی بر که به جان میسوزم55نقل کریںبا تو یاران همه در ناز و نعیممن گنه کارم از آن میسوزم66نقل کریںسعدیا ناله مکن گر نکنمکس نداند که نهان میسوزم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخنک آن روز که در پای تو جان اندازمعقل در دمدمه خلق جهان اندازمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399اگلی نظمیک روز به شیدایی، در زلف تو آویزمزان دو لبِ شیرینت، صد شور برانگیزمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 401◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخنک آن روز که در پای تو جان اندازمعقل در دمدمه خلق جهان اندازمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399
اگلی نظمیک روز به شیدایی، در زلف تو آویزمزان دو لبِ شیرینت، صد شور برانگیزمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 401