سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 4 - پیداست که آخرالزمان است!قطعه شمارهٔ 4 - پیداست که آخرالزمان است!شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآشفتن چشمهای مستتدود دل یار مهربانست22نقل کریںوین طرفه که درد چشم او راخونابه ز چشم ما روانست33نقل کریںدو فتنه به یک قرینه برخاستپیداست که آخرالزمانست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 3اگلی نظمخوب را گو پلاس در بر کنکه همان لعبت نگارینستسعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 5◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچشم تو طلسم جاودانستیا فتنهٔ آخرالزمانستسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 5◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 3