سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 496غزل شمارهٔ 496شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ینهایہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای صورتت ز گوهر معنی خزینهایما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای2نقل کریںدانی که آه سوختگان را اثر بودمگذار نالهای که برآید ز سینهای3نقل کریںزیور همان دو رشته مرجان کفایت استوز موی در کنار و برت عنبرینهای4نقل کریںسر در نیاورم به سلاطین روزگارگر من ز بندگان تو باشم کمینهای5نقل کریںچشمی که جز به روی تو بر میکنم خطاستوآن دم که بی تو میگذرانم غبینهای6نقل کریںتدبیر نیست جز سپر انداختن که خصمسنگی به دست دارد و ما آبگینهای7نقل کریںوآن را روا بود که زند لاف مهر دوستکز دل به در کند همه مهری و کینهای8نقل کریںسعدی به پاکبازی و رندی مثل نشدتنها در این مدینه که در هر مدینهای9نقل کریںشعرش چو آب در همه عالم چنان شدهکز پارس میرود به خراسان سفینهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیبرزند ز مشرق، شمع فلک زبانهای ساقی صبوحی! دَر دِه میِ شبانهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 495اگلی نظمخلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آیدهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن را که نیست در دل ازین سر سکینهاینبود کم از کم و بود از کم کمینهایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 747آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیبرزند ز مشرق، شمع فلک زبانهای ساقی صبوحی! دَر دِه میِ شبانهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 495
اگلی نظمخلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آیدهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497
آن را که نیست در دل ازین سر سکینهاینبود کم از کم و بود از کم کمینهایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 747