سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 152غزل شمارهٔ 152شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: ایتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایتبه شرط آن که نگوییم از آن چه رفت حکایت2نقل کریںبر این یکی شده بودم که گرد عشق نگردمقضای عشق درآمد بدوخت چشم درایت3نقل کریںملامتِ منِ مسکین کسی کند که نداندکه عشق تا به چه حد است و حسن تا به چه غایت4نقل کریںز حرص من چه گشاید؟ تو ره به خویشتنم دهکه چشم سعی ضعیف است بیچراغ هدایت5نقل کریںمرا به دست تو خوشتر هلاک جان گرامیهزار باره که رفتن به دیگری به حمایت6نقل کریںجنایتی که بکردم اگر درست بباشدفراق روی تو چندین بس است حد جنایت7نقل کریںبه هیچ روی نشاید خلاف رأی تو کردنکجا برم گله از دست پادشاه ولایت؟8نقل کریںبه هیچ صورتی اندر نباشد این همه معنیبه هیچ سورتی اندر نباشد این همه آیت9نقل کریںکمال حُسن وجودت به وصف راست نیایدمگر هم آینه گوید چنان که هست حکایت10نقل کریںمرا سخن به نهایت رسید و فکر به پایانهنوز وصف جمالت نمیرسد به نهایت11نقل کریںفراقنامهٔ سعدی به هیچ گوش نیامدکه دردی از سخنانش در او نکرد سرایت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر جان طلبی فدای جانتسهلست جواب امتحانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 151اگلی نظمسر تسلیم نهادیم به حکم و رایتتا چه اندیشه کند رای جهان آرایتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمسر تسلیم نهادیم به حکم و رایتتا چه اندیشه کند رای جهان آرایتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153