سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیہ: رفتادمصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکار: محسن لیلهکوهیآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه درد دلست اینچه من درفتادمکه در دام مهر تو دلبر فتادم؟2نقل کریںچه بد کرده بودم که ناگه ازینسانبه دست تو شوخ ستمگر فتادم؟3نقل کریںمرا با چنین دل سر عشقبازینبود اختیاری ولی درفتادم4نقل کریںبه میدان عشق تو در اسب سوداهمی تاختم تیز و در سر فتادم5نقل کریںبدینگونه هرگز نیفتادم ارچهدرین شیوه صد بار دیگر فتادم6نقل کریںز غرقاب این غم، رهایی نیابمکه در موج دیده چو لنگر فتادم7نقل کریںخیال لب و روی و خالش بدیدمبه سر در گل و مشک و شکر فتادم8نقل کریںبلغزید دستم از آن زلف مشکینبدان خاک مشکین به چه درفتادم9نقل کریںدران چاه جانم خوش افتاد لیکنز بدبختی خویش بر در فتادم10نقل کریںبه طالع همی خورده سعدی همه عمرکه بودی تو غمخوار و غمخور فتادم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوزسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 16اگلی نظممن از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندمتو را چون بندهای گشتم به فرمانت کمر بندمسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 18آڈیوصداکار منتخب کریںمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوزسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 16
اگلی نظممن از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندمتو را چون بندهای گشتم به فرمانت کمر بندمسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 18