سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523غزل شمارهٔ 523شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: ستیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهمه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی2نقل کریںتو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتددگران روند و آیند و تو همچنان که هستی3نقل کریںچه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکنتو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی4نقل کریںنظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِهکه تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی5نقل کریںدل دردمند ما را که اسیر توست یارابه وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی6نقل کریںنه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجاتو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی7نقل کریںبرو ای فقیه دانا به خدای بخش ما راتو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی8نقل کریںدل هوشمند باید که به دلبری سپاریکه چو قبلهایت باشد بِه از آن که خود پرستی9نقل کریںچو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشدچه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی10نقل کریںگِله از فراق یاران و جفای روزگاراننه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستیمرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 522اگلی نظمیارا قدحی پر کن از آن داروی مستیتا از سر صوفی برود علت هستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 524زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستیکه به چین زلف ساقی بکنم دراز دستیعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 560آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهینازنین بازیانآویسا بذرگرانسید علی علویحمیدرضا محمدیکیمیا تیموریرامین کریمیمحمدرضا صفریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستیمرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 522
اگلی نظمیارا قدحی پر کن از آن داروی مستیتا از سر صوفی برود علت هستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 524