سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 365غزل شمارهٔ 365شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه خاک پای عزیزت که عهد نشکستمز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم22نقل کریںکجا روم که بمیرم بر آستان امیداگر به دامن وصلت نمیرسد دستم33نقل کریںشگفت ماندهام از بامداد روز وداعکه برنخاست قیامت چو بی تو بنشستم44نقل کریںبلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارسیکی منم که ندانم نماز چون بستم55نقل کریںنماز کردم و از بیخودی ندانستمکه در خیال تو عقد نماز چون بستم66نقل کریںنماز مست شریعت روا نمیداردنماز من که پذیرد که روز و شب مستم77نقل کریںچنین که دست خیالت گرفت دامن منچه بودی ار برسیدی به دامنت دستم88نقل کریںمن از کجا و تمنای وصل تو ز کجااگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم99نقل کریںاگر خلاف تو بودهست در دلم همه عمرنه نیک رفت خطا کردم و ندانستم1010نقل کریںبکش چنان که توانی که سعدی آن کس نیستکه با وجود تو دعوی کند که من هستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابمبدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364اگلی نظمگو خلق بدانند که من عاشق و مستمآوازه درست است که من توبه شکستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 366◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبه غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 315◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابمبدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364
اگلی نظمگو خلق بدانند که من عاشق و مستمآوازه درست است که من توبه شکستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 366
به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 315