سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300غزل شمارهٔ 300شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اییارصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیار آن بود که صبر کند بر جفای یارترک رضای خویش کند در رضای یار2نقل کریںگر بر وجود عاشق صادق نهند تیغبیند خطای خویش و نبیند خطای یار3نقل کریںیار از برای نفس گرفتن طریق نیستما نفْس خویشتن بکُشیم از برای یار4نقل کریںیاران شنیدهام که بیابان گرفتهاندبیطاقت از ملامت خلق و جفای یار5نقل کریںمن ره نمیبرم مگر آن جا که کوی دوستمن سر نمینهم مگر آن جا که پای یار6نقل کریںگفتی هوای باغ در ایام گل خوشستما را به در نمیرود از سر هوای یار7نقل کریںبُستان بیمشاهده دیدن مجاهدهستور صد درخت گل بنشانی به جای یار8نقل کریںای باد اگر به گلشن روحانیان رَوییار قدیم را برسانی دعای یار9نقل کریںما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیستهم پیش یار گفته شود ماجرای یار10نقل کریںهر کس میان جمعی و سعدی و گوشهایبیگانه باشد از همه خلق آشنای یار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای صبر پای دار که پیمان شکست یارکارم ز دست رفت و نیامد به دست یارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 299اگلی نظمهر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگرکه من از دست تو فردا بروم جای دگرسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 301آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای صبر پای دار که پیمان شکست یارکارم ز دست رفت و نیامد به دست یارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 299
اگلی نظمهر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگرکه من از دست تو فردا بروم جای دگرسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 301