سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 299غزل شمارهٔ 299شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ستیارصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای صبر پای دار که پیمان شکست یارکارم ز دست رفت و نیامد به دست یار22نقل کریںبرخاست آهم از دل و در خون نشست چشمیا رب ز من چه خاست که بی من نشست یار33نقل کریںدر عشق یار نیست مرا صبر و سیم و زرلیک آب چشم و آتش دل هر دو هست یار44نقل کریںچون قامتم کمانصفت از غم خمیده دیدچون تیر ناگهان ز کنارم بجست یار55نقل کریںسعدی به بندگیش کمر بستهای ولیکمنت منه که طرفی از این برنبست یار66نقل کریںاکنون که بیوفایی یارت درست شددر دل شکن امید که پیمان شکست یار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشرط است جفا کشیدن از یارخمر است و خمار و گلبن و خارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 298اگلی نظمیار آن بود که صبر کند بر جفای یارترک رضای خویش کند در رضای یارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمیار آن بود که صبر کند بر جفای یارترک رضای خویش کند در رضای یارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300