سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 592غزل شمارهٔ 592شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: انگیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںروی بپوش ای قمر خانگیتا نکشد عقل به دیوانگی2نقل کریںبلعجبیهای خیالت ببستچشم خردمندی و فرزانگی3نقل کریںبا تو بباشم به کدام آبروییا بگریزم به چه مردانگی4نقل کریںبا تو برآمیختنم آرزوستوز همه کس وحشت و بیگانگی5نقل کریںپرده برانداز شبی شمع وارتا همه سوزیم به پروانگی6نقل کریںیا ببرد خانه سعدی خیالیا ببرد دوست به همخانگی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسخت زیبا میروی یکبارگیدر تو حیران میشود نظّارگیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591اگلی نظمبَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالیبه کجا روم ز دستت؟ که نمیدهی مَجالیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمیهادی روحانینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالیبه کجا روم ز دستت؟ که نمیدهی مَجالیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593