سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593غزل شمارهٔ 593شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: الیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالیبه کجا روم ز دستت؟ که نمیدهی مَجالی2نقل کریںنه رَهِ گُریز دارم نه طریق آشناییچه غمْ اوفتادهای را که تواند احتیالی؟3نقل کریںهمه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشداگر احتمال دارد به قیامت اتصالی4نقل کریںچه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردنبه امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی5نقل کریںبه تو حاصلی ندارد غَمِ روزگار گفتنکه شبی نَخُفته باشی به درازنای سالی6نقل کریںغَمِ حال دردمندان نه عجب گَرَت نباشدکه چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی7نقل کریںسخنی بگوی با من که چُنان اسیرِ عشقمکه به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی8نقل کریںچه نشینی ای قیامت؟ بنمای سرو قامتبه خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی9نقل کریںکه نه امشب آن سماع است که دف خلاص یابدبه طپانچهای و بربط برهد به گوشمالی10نقل کریںدگر آفتاب رویت مَنِمای آسمان راکه قمر ز شرمساری بِشِکست چون هلالی11نقل کریںخَطِ مشک بوی و خالت به مناسبت تو گوییقلمِ غبار میرفت و فرو چکید خالی12نقل کریںتو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشدگنه است برگرفتن نظر از چُنین جمالی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروی بپوش ای قمر خانگیتا نکشد عقل به دیوانگیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 592اگلی نظمتَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالیوَ واصِلْنی اِذا شَوَّشْتَ حالیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالیوَ واصِلْنی اِذا شَوَّشْتَ حالیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594