سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 488غزل شمارهٔ 488شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اختهایہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای که شمشیر جفا بر سر ما آختهایدشمن از دوست ندانسته و نشناختهای22نقل کریںمن ز فکر تو به خود نیز نمیپردازمنازنینا تو دل از من به که پرداختهای33نقل کریںچند شبها به غم روی تو روز آوردمکه تو یک روز نپرسیده و ننواختهای44نقل کریںگفته بودم که دل از دست تو بیرون آرمباز دیدم که قوی پنجه درانداختهای55نقل کریںتا شکاری ز کمند سر زلفت نجهدز ابروان و مژهها تیر و کمان ساختهای66نقل کریںلاجرم صید دلی در همه شیراز نماندکه نه با تیر و کمان در پی او تاختهای77نقل کریںماه و خورشید و پری و آدمی اندر نظرتهمه هیچند که سر بر همه افراختهای88نقل کریںبا همه جلوهٔ طاووس و خرامیدن کبکعیبت آن است که بیمهرتر از فاختهای99نقل کریںهر که میبیندم از جور غمت میگویدسعدیا بر تو چه رنج است که بگداختهای1010نقل کریںبیم مات است در این بازی بیهوده مراچه کنم دست تو بردی که دغل باختهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپنجه با ساعد سیمین که نیندازی بهبا توانای معربد نکنی بازی بهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 487اگلی نظمای رخ چون آینه افروختهالحذر از آه من سوختهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 489◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای نفس مایه درین عرصه چه پرداختهاینقد فرصت همه رنگست و تو در باختهایبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2634چهره را صیقلی از آتشِ می ساختهایخبر از خویش نداری که چه پرداختهایصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6794◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپنجه با ساعد سیمین که نیندازی بهبا توانای معربد نکنی بازی بهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 487
ای نفس مایه درین عرصه چه پرداختهاینقد فرصت همه رنگست و تو در باختهایبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2634
چهره را صیقلی از آتشِ می ساختهایخبر از خویش نداری که چه پرداختهایصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6794