سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 489غزل شمارهٔ 489شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: وختهصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای رخ چون آینه افروختهالحذر از آه من سوخته22نقل کریںغیرت سلطان جمالت چو بازچشم من از هر که جهان دوخته33نقل کریںعقل کهن بار جفا میکشددم به دم از عشق نوآموخته44نقل کریںوه که به یک بار پراکنده شدآنچه به عمری بشد اندوخته55نقل کریںغم به تولای تو بخریدهامجان به تمنای تو بفروخته66نقل کریںدر دل سعدیست چراغ غمتمشعلهای تا ابد افروخته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که شمشیر جفا بر سر ما آختهایدشمن از دوست ندانسته و نشناختهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 488اگلی نظمای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهایحسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که شمشیر جفا بر سر ما آختهایدشمن از دوست ندانسته و نشناختهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 488
اگلی نظمای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهایحسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490