سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 620غزل شمارهٔ 620شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رکنیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنیفیروز، روزِ آن که تو بر وی گذر کنی2نقل کریںآزاد، بندهای که بود در رکاب توخرم، ولایتی که تو آن جا سفر کنی3نقل کریںدیگر نبات را نخرد مشتری به هیچیک بار اگر تَبَسُّمِ همچون شکر کنی4نقل کریںای آفتابِ روشن و ای سایهٔ همایما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی5نقل کریںمن با تو دوستی و وفا کم نمیکنمچندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی6نقل کریںمقدور من سَریست که در پایت افکنمگر زآن که التفات بدین مختصر کنی7نقل کریںعمریست تا به یاد تو شب روز میکنمتو خفتهای که گوش، به آه سحر کنی؟8نقل کریںدانی که رویم از همه عالم به روی توستزنهار اگر تو روی به رویی دگر کنی9نقل کریںگفتی که دیر و زود به حالت نظر کنمآری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی10نقل کریںشرط است سعدیا که به میدان عشق دوستخود را به پیش تیر ملامت سپر کنی11نقل کریںوز عقل بهترت سپری باید ای حکیمتا از خدنگ غمزهٔ خوبان حذر کنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچرا به سرکشی از من عنان بگردانیمکن که بیخودم اندر جهان بگردانیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619اگلی نظمسروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار میکنیطوطی خموش به، چو تو گفتار میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 621آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیارژنگ آقاجریحجت الله عباسیسعیده تهرانینسبالیزا زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچرا به سرکشی از من عنان بگردانیمکن که بیخودم اندر جهان بگردانیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619
اگلی نظمسروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار میکنیطوطی خموش به، چو تو گفتار میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 621