سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 146غزل شمارهٔ 146شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: انتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای جان خردمندان گوی خم چوگانتبیرون نرود گویی کافتاد به میدانت2نقل کریںروز همه سر بر کرد از کوه و شب ما راسر بر نکند خورشید الا ز گریبانت3نقل کریںجان در تن مشتاقان از ذوق به رقص آیدچون باد بجنباند شاخی ز گلستانت4نقل کریںدیوار سرایت را نقاش نمیبایدتو زینت ایوانی نه صورت ایوانت5نقل کریںهر چند نمیسوزد بر من دل سنگینتگویی دل من سنگیست در چاه زنخدانت6نقل کریںجان باختن آسان است اندر نظرت لیکناین لاشه نمیبینم شایسته قربانت7نقل کریںبا داغ تو رنجوری به کز نظرت دوریپیش قدمت مردن خوشتر که به هجرانت8نقل کریںای بادیه هجران تا عشق حرم باشدعشاق نیندیشند از خار مغیلانت9نقل کریںدیگر نتوانستم از فتنه حذر کردنزآنگه که در افتادم با قامت فتانت10نقل کریںشاید که در این دنیا مرگش نبود هرگزسعدی که تو جان دارد بل دوستتر از جانت11نقل کریںبسیار چو ذوالقرنین آفاق بگردیدهستاین تشنه که میمیرد بر چشمه حیوانت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآفرین خدای بر جانتکه چه شیرین لبست و دندانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145اگلی نظمجان و تنم ای دوست! فدای تن و جانتمویی نفروشم به همه ملکِ جهانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 147آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمجان و تنم ای دوست! فدای تن و جانتمویی نفروشم به همه ملکِ جهانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 147