سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 487غزل شمارهٔ 487شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ازیبهصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپنجه با ساعد سیمین که نیندازی بهبا توانای معربد نکنی بازی به2نقل کریںچون دلش دادی و مهرش ستدی چاره نمانداگر او با تو نسازد تو در او سازی به3نقل کریںجز غم یار مخور تا غم کارت بخوردتو که با مصلحت خویش نپردازی به4نقل کریںسپر صبر تحمل نکند تیر فراقبا کمانابرو اگر جنگ نیاغازی به5نقل کریںبا چنین یار که ما عقد محبت بستیمگر همه مایه زیان میکند انبازی به6نقل کریںبنده را بر خط فرمان خداوند امورسر تسلیم نهادن ز سرافرازی به7نقل کریںگر چو چنگم بزنی پیش تو سر برنکنماین چنین یار وفادار که بنوازی به8نقل کریںهیچ شک نیست به تیر اجل ای یار عزیزکه من از پای درآیم چو تو اندازی به9نقل کریںمجلس ما دگر امروز به بستان ماندمطرب از بلبل عاشق به خوشآوازی به10نقل کریںگوش بر ناله مطرب کن و بلبل بگذارکه نگوید سخن از سعدی شیرازی به◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راهوآن چشم آهوانه که چون میکند نگاهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 486اگلی نظمای که شمشیر جفا بر سر ما آختهایدشمن از دوست ندانسته و نشناختهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 488آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راهوآن چشم آهوانه که چون میکند نگاهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 486
اگلی نظمای که شمشیر جفا بر سر ما آختهایدشمن از دوست ندانسته و نشناختهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 488