سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240غزل شمارهٔ 240شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: لنکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه کند بنده که بر جور تحمل نکند؟دل اگر تنگ شود مهر تبدل نکند2نقل کریںدل و دین در سر کارَت شد و بسیاری نیستسر و جان خواه که دیوانه تأمل نکند3نقل کریںسِحر، گویند حرامست در این عهد ولیکچشمت آن کرد که هاروت به بابل نکند4نقل کریںغرقه در بحرِ عمیق تو چنان بیخبرمکه مبادا که چه دریام به ساحل نکند5نقل کریںبه گلستان نروم تا تو در آغوش منیبلبل ار روی تو بیند طلب گل نکند6نقل کریںهر که با دوست چو سعدی نفسی خوش دریافتچیز و کس در نظرش باز تخیل نکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکسی که روی تو بیند، نگه به کس نکندز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239اگلی نظممیل بین کآن سروبالا میکندسرو بین کآهنگ صحرا میکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچه کند دل که جفای تو تحمل کندکه اگر جان طلبی، بنده تامل نکندامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 725آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکسی که روی تو بیند، نگه به کس نکندز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239
چه کند دل که جفای تو تحمل کندکه اگر جان طلبی، بنده تامل نکندامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 725