سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136غزل شمارهٔ 136شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: افتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطافت22نقل کریںای صورت دیبای خطایی به نکوییوی قطره باران بهاری به نظافت33نقل کریںهر ملک وجودی که به شوخی بگرفتیسلطان خیالت بنشاندی به خلافت44نقل کریںای سرو خرامان گذری از در رحمتوی ماه درفشان نظری از سر رأفت55نقل کریںگویند برو تا برود صحبتت از دلترسم هوسم بیش کند بعد مسافت66نقل کریںای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجیدر دولت خاقان نتوان کرد خلافت77نقل کریںبا قد تو زیبا نبود سرو به نسبتبا روی تو نیکو نبود مه به اضافت88نقل کریںآن را که دلارام دهد وعده کشتنباید که ز مرگش نبود هیچ مخافت99نقل کریںصد سفره دشمن بنهد طالب مقصودباشد که یکی دوست بیاید به ضیافت1010نقل کریںشمشیر ظرافت بود از دست عزیزاندرویش نباید که برنجد به ظرافت1111نقل کریںسعدی چو گرفتار شدی تن به قضا دهدریا در و مرجان بود و هول و مخافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن را که میسر نشود صبر و قناعتباید که ببندد کمر خدمت و طاعتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135اگلی نظمکیست آن لعبت خندان که پریوار برفتکه قرار از دل دیوانه بهیکبار برفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیاننادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبعذرا جوانمردیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن را که میسر نشود صبر و قناعتباید که ببندد کمر خدمت و طاعتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135
اگلی نظمکیست آن لعبت خندان که پریوار برفتکه قرار از دل دیوانه بهیکبار برفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137