سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137غزل شمارهٔ 137شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اربرفتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکیست آن لعبت خندان که پریوار برفتکه قرار از دل دیوانه بهیکبار برفت22نقل کریںباد بوی گل رویش به گلستان آوردآب گلزار بشد رونق عطار برفت33نقل کریںصورت یوسف نادیده صفت میکردیمچون بدیدیم زبان سخن از کار برفت44نقل کریںبعد از این عیب و ملامت نکنم مستان راکه مرا در حق این طایفه انکار برفت55نقل کریںدر سرم بود که هرگز ندهم دل به خیالبه سرت کز سر من آن همه پندار برفت66نقل کریںآخر این مور میان بسته افتان خیزانچه خطا داشت که سرکوفته چون مار برفت77نقل کریںبه خرابات چه حاجت که یکی مست شودکه به دیدار تو عقل از سر هشیار برفت88نقل کریںبه نماز آمده محراب دو ابروی تو دیددلش از دست ببردند و به زنار برفت99نقل کریںپیش تو مردن از آن به که پس از من گویندنه به صدق آمده بود این که به آزار برفت1010نقل کریںتو نه مرد گل بستان امیدی سعدیکه به پهلو نتوانی به سر خار برفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطافتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136اگلی نظمعشق در دل ماند و یار از دست رفتدوستان دستی، که کار از دست رفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 138◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیاننادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطافتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136
اگلی نظمعشق در دل ماند و یار از دست رفتدوستان دستی، که کار از دست رفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 138