صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 266

غزل شمارهٔ 266

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رمینرود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
در من این عیب قدیم است و به در می‌نرود
که مرا بی‌می و معشوق به سر می‌نرود
22
صبرم از دوست مفرمای و تعنّت بگذار
کاین بلایی‌ست که از طبع بشر می‌نرود
33
مرغ مألوف که با خانه خدا انس گرفت
گر به سنگش بزنی جای دگر می‌نرود
44
عجب از دیدهٔ گریان مَنَت می‌آید
عجب آن است کز او خون جگر می‌نرود
55
من از این باز نیایم که گرفتم در پیش
اگرم می‌رود از پیش، اگر می‌نرود
66
خواستم تا نظری بنگرم و بازآیم
گفت از این کوچهٔ ما راه به در می‌نرود!
77
جور معشوق چنان نیست که الزام رقیب
گویی ابری‌ست که از پیش قمر می‌نرود
88
تا تو منظور پدید آمدی ای فتنهٔ پارس
هیچ دل نیست که دنبال نظر می‌نرود
99
زخم شمشیر غمت را به شکیبایی و عقل
چند مرهم بنهادیم و اثر می‌نرود
1010
ترک دنیا و تماشا و تنعم گفتیم
مِهر مُهری‌ست که چون نقش حَجَر می‌نرود
1111
موضعی در همه آفاق ندانم امروز
کز حدیث من و حسن تو خبر می‌نرود
1212
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان سعدی
چند گویی مگس از پیش شکر می‌نرود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که را باغچه‌ای هست به بستان نرود

هر که مجموع نشسته‌ست پریشان نرود

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 265

اگلی نظم

سروبالایی به صحرا می‌رود

رفتنش بین تا چه زیبا می‌رود

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00