سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268غزل شمارهٔ 268شاعر: سعدیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انممیرودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرودوآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود22نقل کریںمن ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از اوگویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود33نقل کریںگفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درونپنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود44نقل کریںمَحمل بدار ای ساروان! تندی مکن با کاروانکز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود55نقل کریںاو میرود دامنکشان، من زَهرِ تنهاییچشاندیگر مپرس از من نشان، کز دل، نشانم میرود66نقل کریںبرگشت یار سرکشم، بگذاشت عیش ناخوشمچون مجمری پُرآتشم، کز سر دخانم میرود77نقل کریںبا آن همه بیداد او، وین عهد بیبنیاد اودر سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود88نقل کریںبازآی و بر چشمم نشین، ای دلسِتان نازنین!کآشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم میرود99نقل کریںشب تا سحر مینَغنَوَم، واندرز کس مینَشنَوَموین ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود1010نقل کریںگفتم بگریم تا اِبِل، چون خَر فرو ماند به گِلوین نیز نتوانم که دل، با کاروانم میرود1111نقل کریںصبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار منگر چه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود1212نقل کریںدر رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخنمن خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود1313نقل کریںسعدی! فغان از دست ما, لایق نبود ای بیوفا!طاقت نمیآرم جفا، کار از فغانم میرود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسروبالایی به صحرا میرودرفتنش بین تا چه زیبا میرودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267اگلی نظمآن که مرا آرزوست دیر میسر شودوین چه مرا در سرست عمر در این سر شودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبمهدى سرورىحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبسام مهرآذرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآن که مرا آرزوست دیر میسر شودوین چه مرا در سرست عمر در این سر شودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269