سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269غزل شمارهٔ 269شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: رشودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن که مرا آرزوست دیر میسر شودوین چه مرا در سرست عمر در این سر شود2نقل کریںتا تو نیایی به فضل رفتن ما باطلستور به مثل پای سعی در طلبت سر شود3نقل کریںبرق جمالی بجست خرمن خلقی بسوختزان همه آتش نگفت دود دلی برشود4نقل کریںای نظر آفتاب هیچ زیان داردتگر در و دیوار ما از تو منور شود5نقل کریںگر نگهی دوستوار بر طرف ما کنیحقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود6نقل کریںهوش خردمند را عشق به تاراج بردمن نشنیدم که باز صید کبوتر شود7نقل کریںگر تو چنین خوبروی بار دگر بگذریسنت پرهیزگار دین قلندر شود8نقل کریںهر که به گِل دربماند تا بنگیرند دستهر چه کند جهد بیش پای فروتر شود9نقل کریںچون متصور شود در دل ما نقش دوستهمچو بتش بشکنیم هر چه مصور شود10نقل کریںپرتو خورشید عشق بر همه افتد ولیکسنگ به یک نوع نیست تا همه گوهر شود11نقل کریںهر که به گوش قبول دفتر سعدی شنیددفتر وعظش به گوش همچو دف تر شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرودوآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268اگلی نظمهر لحظه در برم دل از اندیشه خون شودتا منتهای کار من از عشق چون شودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرودوآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268
اگلی نظمهر لحظه در برم دل از اندیشه خون شودتا منتهای کار من از عشق چون شودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270