سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 181غزل شمارهٔ 181شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: راوردصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںباد آمد و بوی عنبر آوردبادام شکوفه بر سر آورد2نقل کریںشاخ گل از اضطراب بلبلبا آن همه خار سر درآورد3نقل کریںتا پای مبارکش ببوسمقاصد که پیام دلبر آورد4نقل کریںما نامه بدو سپرده بودیماو نافه مشک اذفر آورد5نقل کریںهرگز نشنیدهام که بادیبوی گلی از تو خوشتر آورد6نقل کریںکس مثل تو خوبروی فرزندنشنید که هیچ مادر آورد7نقل کریںبیچاره کسی که در فراقتروزی به نماز دیگر آورد8نقل کریںسعدی دل روشنت صدف وارهر قطره که خورد گوهر آورد9نقل کریںشیرینی دختران طبعتشور از متمیزان برآورد10نقل کریںشاید که کند به زنده در گوردر عهد تو هر که دختر آورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمانصاف نبود آن رخ دلبند نهان کردزیرا که نه روییست کز او صبر توان کردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 180اگلی نظمزنده شود هر که پیش دوست بمیردمرده دلست آن که هیچ دوست نگیردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 182آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمانصاف نبود آن رخ دلبند نهان کردزیرا که نه روییست کز او صبر توان کردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 180
اگلی نظمزنده شود هر که پیش دوست بمیردمرده دلست آن که هیچ دوست نگیردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 182