سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 570غزل شمارهٔ 570شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اکهتوداریصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهرگز نبود سرو به بالا که تو دارییا مه به صفای رخ زیبا که تو داری2نقل کریںگر شمع نباشد شب دلسوختگان راروشن کند این غُرّه غَرّا که تو داری3نقل کریںحوران بهشتی که دل خلق ستانندهرگز نستانند دل ما که تو داری4نقل کریںبسیار بود سرو روان و گل خندانلیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری5نقل کریںپیداست که سرپنجهٔ ما را چه بود زوربا ساعد سیمین توانا که تو داری6نقل کریںسِحر سخنم در همه آفاق ببردندلیکن چه زند با ید بیضا که تو داری7نقل کریںامثال تو از صحبت ما ننگ ندارندجای مگس است این همه حلوا که تو داری8نقل کریںاین روی به صحرا کند آن میل به بُستانمن روی ندارم مگر آن جا که تو داری9نقل کریںسعدی تو نیآرامی و کوته نکنی دستتا سر نرود در سر سودا که تو داری10نقل کریںتا میل نباشد به وصال از طرف دوستسودی نکند حرص و تمنا که تو داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحدیث یا شکر است آن که در دهان داریدوم به لطف نگویم که در جهان داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 569اگلی نظمتو اگر به حسن، دعوی بکنی، گواه داریکه جمال سرو بستان و کمال ماه داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانسید علی علویحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحدیث یا شکر است آن که در دهان داریدوم به لطف نگویم که در جهان داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 569
اگلی نظمتو اگر به حسن، دعوی بکنی، گواه داریکه جمال سرو بستان و کمال ماه داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571