سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 138غزل شمارهٔ 138شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ارازدسترفتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق در دل ماند و یار از دست رفتدوستان دستی، که کار از دست رفت2نقل کریںای عجب گر من رسم در کام دلکی رسم چون روزگار از دست رفت؟3نقل کریںبخت و رای و زور و زر بودم دریغکاندر این غم هر چهار از دست رفت4نقل کریںعشق و سودا و هوس در سر بماندصبر و آرام و قرار از دست رفت5نقل کریںگر من از پای اندرآیم گو درآیبهتر از من صد هزار از دست رفت6نقل کریںبیم جان کاین بار خونم میخوردور نه این دل چند بار از دست رفت7نقل کریںمرکب سودا جهانیدن چه سود؟چون زمام اختیار از دست رفت8نقل کریںسعدیا با یار عشق آسان بودعشق باز اکنون که یار از دست رفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکیست آن لعبت خندان که پریوار برفتکه قرار از دل دیوانه بهیکبار برفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137اگلی نظمدلم از دست غمت دامن صحرا بگرفتغمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 139زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزینهار این یادگار از دست رفتدر غم تو روزگار از دست رفتسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیفرحناز صادقیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیاننادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکیست آن لعبت خندان که پریوار برفتکه قرار از دل دیوانه بهیکبار برفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137
اگلی نظمدلم از دست غمت دامن صحرا بگرفتغمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 139