سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633غزل شمارهٔ 633شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انبگویصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای باد صبحدم خبر دلسِتان بگویوصف جمال آن بت نامهربان بگوی22نقل کریںبگذار مشک و بویِ سر زلف او بیاریاد شکر مکن؛ سخنی زآن دهان بگوی33نقل کریںبستم به عشقِ مویِ میانش کمر چو مورگر وقت بینی این سخن اندر میان بگوی44نقل کریںبا بلبلانِ سوختهبالِ ضمیر منپیغام آن دو طوطی شکّرفِشان بگوی55نقل کریںدانم که باز بر سر کویش گذر کنیگر بشنود حدیث منش در نهان بگوی66نقل کریںکای دل ربوده از بر من، حکم از آن توستگر نیز گوییم به مثل ترک جان بگوی77نقل کریںهر لحظه راز دلْ جَهَدم بر سر زباندل میتپد که عمر بشد وارهان بگوی88نقل کریںسِرّ دل از زبان نشود هرگز آشکارگر دل موافقت نکند کای زبان بگوی99نقل کریںای باد صبح! دشمن سعدی مراد یافتنزدیک دوستان وی این داستان بگوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسروِ سیمینا به صحرا میروینیک بدعهدی که بی ما میرویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632اگلی نظمای که به حسن قامتت سرو ندیدهام سهیگر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 634◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای که به حسن قامتت سرو ندیدهام سهیگر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 634