سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632غزل شمارهٔ 632شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: امیرویصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسروِ سیمینا به صحرا میروینیک بدعهدی که بی ما میروی2نقل کریںکس بدین شوخی و رعنایی نرفتخود چنینی؟ یا به عمدا میروی؟3نقل کریںرویْ پنهان دارد از مردم پریتو پریروی آشکارا میروی4نقل کریںگر تماشا میکنی در خود نگریا به خوشتر زین تماشا میروی5نقل کریںمینوازی بنده را؟ یا میکشی؟مینشینی یک نفس؟ یا میروی؟6نقل کریںاندرونم با تو میآید ولیکخائفم گر دستِ غوغا میروی7نقل کریںما خود اندر قید فرمان توایمتا کجا دیگر به یغما میروی8نقل کریںجان نخواهد بردن از تو هیچ دلشهر بگرفتی به صحرا میروی9نقل کریںگر قدم بر چشم من خواهی نهاددیده بر ره مینهم تا میروی10نقل کریںما به دشنام از تو راضی گشتهایموز دعای ما به سودا میروی11نقل کریںگرچه آرام از دل ما میرودهمچنین میرو که زیبا میروی12نقل کریںدیدهٔ سعدی و دل همراه توستتا نپنداری که تنها میروی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظموقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جویگر سر صحرات باشد سروبالایی بجویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 631اگلی نظمای باد صبحدم خبر دلسِتان بگویوصف جمال آن بت نامهربان بگویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظموقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جویگر سر صحرات باشد سروبالایی بجویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 631
اگلی نظمای باد صبحدم خبر دلسِتان بگویوصف جمال آن بت نامهربان بگویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633