سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 174غزل شمارهٔ 174شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انیداردہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن شکرخنده که پُرنوش دهانی داردنه دل من که دل خلقِ جهانی دارد2نقل کریںبه تماشای درخت چمنش حاجت نیستهر که در خانه چُنو سرو روانی دارد3نقل کریںکافران از بت بیجان چه تمتع دارند؟باری آن بت بپرستند که جانی دارد4نقل کریںابرویش خم به کمان ماند و قد راست به تیرکس ندیدم که چنین تیر و کمانی دارد5نقل کریںعلت آنست که وقتی سخنی میگویدور نه معلوم نبودی که دهانی دارد6نقل کریںحجت آنست که وقتی کمری میبنددور نه مفهوم نگشتی که میانی دارد7نقل کریںای که گفتی مرو اندر پی خون خواره خویشبا کسی گوی که در دست عنانی دارد8نقل کریںعشق داغیست که تا مرگ نیاید نرودهر که بر چهره از این داغ نشانی دارد9نقل کریںسعدیا کشتی از این موج به در نتوان بردکه نه بحریست محبت که کرانی دارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173اگلی نظمبازت ندانم از سر پیمان ما که بردباز از نگین عهد تو نقش وفا که بردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشاهد آن نیست که موییّ و میانی داردبندهٔ طلعتِ آن باش که آنی داردحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 125هر کف خاک ز احسان تو جانی داردهر حبابی ز محیط تو جهانی داردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3320عاشق آن نیست که لب گرم فغانی داردعاشق آنست که بر کف دو جهانی داردعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 27آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبمتین آریامنشآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173
اگلی نظمبازت ندانم از سر پیمان ما که بردباز از نگین عهد تو نقش وفا که بردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175
عاشق آن نیست که لب گرم فغانی داردعاشق آنست که بر کف دو جهانی داردعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 27