سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 457غزل شمارهٔ 457شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: وختنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچند بشاید به صبر دیده فرو دوختنخرمن ما را نماند حیله به جز سوختن2نقل کریںگر نظر صدق را نام گنه مینهندحاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن3نقل کریںچند به شب در سماع جامه دریدن ز شوقروز دگر بامداد پاره بر او دوختن4نقل کریںزهد نخواهد خرید چاره رنجور عشقشمع و شراب است و شید پیش تو نفروختن5نقل کریںتا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیمشکر خیالت هنوز مینتوان توختن6نقل کریںلهجه شیرین من پیش دهان تو چیستدر نظر آفتاب مشعله افروختن7نقل کریںمنطق سعدی شنید حاسد و حیران بماندچاره او خامشیست یا سخن آموختن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما نتوانیم و عشق پنجه درانداختنقوت او میکند بر سر ما تاختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 456اگلی نظمگر متصور شدی، با تو در آمیختنحیف نبودی وجود، در قدمت ریختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 458آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما نتوانیم و عشق پنجه درانداختنقوت او میکند بر سر ما تاختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 456
اگلی نظمگر متصور شدی، با تو در آمیختنحیف نبودی وجود، در قدمت ریختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 458