سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 456غزل شمارهٔ 456شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: اختنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںما نتوانیم و عشق پنجه درانداختنقوت او میکند بر سر ما تاختن22نقل کریںگر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیشهر دو به دستت در است کشتن و بنواختن33نقل کریںگر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواستچاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن44نقل کریںکشتی در آب را از دو برون حال نیستیا همه سود ای حکیم یا همه درباختن55نقل کریںمذهب اگر عاشقیست سنت عشاق چیستدل که نظرگاه اوست از همه پرداختن66نقل کریںپایه خورشید نیست پیش تو افروختنیا قد و بالای سرو پیش تو افراختن77نقل کریںهر که چنین روی دید جامه چو سعدی دریدموجب دیوانگیست آفت بشناختن88نقل کریںیا بگدازم چو شمع یا بکشندم به صبحچاره همین بیش نیست سوختن و ساختن99نقل کریںما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوستزخم توان خورد و تیغ بر نتوان آختن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخفته خبر ندارد سر بر کنار جانانکاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانانسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 455اگلی نظمچند بشاید به صبر دیده فرو دوختنخرمن ما را نماند حیله به جز سوختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 457◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانمهدی سروریحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخفته خبر ندارد سر بر کنار جانانکاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانانسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 455
اگلی نظمچند بشاید به صبر دیده فرو دوختنخرمن ما را نماند حیله به جز سوختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 457