سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 605غزل شمارهٔ 605شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: نیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسروقدی میان انجمنیبه که هفتاد سرو در چمنی2نقل کریںجهل باشد فراق صحبت دوستبه تماشای لاله و سمنی3نقل کریںای که هرگز ندیدهای به جمالجز در آیینه مثل خویشتنی4نقل کریںتو که همتای خویشتن بینیلاجرم ننگری به مثل منی5نقل کریںدر دهانت سخن نمیگویمکه نگنجد در آن دهن سخنی6نقل کریںبدنت در میان پیرهنتهمچو روحیست رفته در بدنی7نقل کریںوآن که بیند برهنه اندامتگوید این پُرگل است پیرهنی8نقل کریںبا وجودت خطا بود که نظربه ختایی کنند یا ختنی9نقل کریںباد اگر بر من اوفتد ببردکه نماندهست زیر جامه تنی10نقل کریںچاره بیچارگی بود سعدیچون ندانند چارهای و فنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزنده بی دوست خفته در وطنیمَثَلِ مردهایست در کفنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 604اگلی نظمکس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منییک نفس از درون من خیمه به در نمیزنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخوش بود عیش با شکر دهنیارغوان روی و یاسمن بدنیسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 48زنده بی دوست خفته در وطنیمَثَلِ مردهایست در کفنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 604آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمکس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منییک نفس از درون من خیمه به در نمیزنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606