سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490غزل شمارهٔ 490شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ستهایصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهایحسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهای2نقل کریںخاطر عام بردهای خون خواص خوردهایما همه صید کردهای خود ز کمند جستهای3نقل کریںاز دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلمهم تو که خستهای دلم مرهم ریش خستهای4نقل کریںگر به جراحت و الم دل بشکستیم چه غممیشنوم که دم به دم پیش دل شکستهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای رخ چون آینه افروختهالحذر از آه من سوختهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 489اگلی نظمحَنّاست آن که ناخن دلبند رُشتهای؟یا خون بی دلیست که در بند کُشتهای؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمحَنّاست آن که ناخن دلبند رُشتهای؟یا خون بی دلیست که در بند کُشتهای؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491