سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 149غزل شمارهٔ 149شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: انتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانتآه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت2نقل کریںدر دلم هیچ نیاید مگر اندیشه وصلتتو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت3نقل کریںگر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگوییسخن تلخ نباشد چو برآید به دهانت4نقل کریںنه من انگشت نمایم به هواداری رویتکه تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت5نقل کریںدر اندیشه ببستم قلم وهم شکستمکه تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت6نقل کریںسرو را قامت خوبست و قمر را رخ زیباتو نه آنی و نه اینی که هم اینست و هم آنت7نقل کریںای رقیب ار نگشایی در دلبند به رویماین قدر بازنمایی که دعا گفت فلانت8نقل کریںمن همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشمگر تو خواهی که نباشم تن من برخی جانت9نقل کریںسعدیا چاره ثباتست و مدارا و تحملمن که محتاج تو باشم ببرم بار گرانت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو نیست راه برون آمدن ز میدانتضرورتست چو گوی احتمال چوگانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 148اگلی نظمخوش میروی به تنها، تنها فدای جانتمدهوش میگذاری یاران مهربانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 150آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو نیست راه برون آمدن ز میدانتضرورتست چو گوی احتمال چوگانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 148
اگلی نظمخوش میروی به تنها، تنها فدای جانتمدهوش میگذاری یاران مهربانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 150