سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108غزل شمارهٔ 108شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: انهستصنف: غزلصداکاران: سمیه الماسی و دیگرآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا خود با تو چیزی در میان هستو گر نه روی زیبا در جهان هست2نقل کریںوجودی دارم از مهرت گدازانوجودم رفت و مهرت همچنان هست3نقل کریںمبر ظن کز سرم سودای عشقترود تا بر زمینم استخوان هست4نقل کریںاگر پیشم نشینی دل نشانیو گر غایب شوی در دل نشان هست5نقل کریںبه گفتن راست ناید شرح حسنتولیکن گفت خواهم تا زبان هست6نقل کریںندانم قامتست آن یا قیامتکه میگوید چنین سرو روان هست7نقل کریںتوان گفتن به مه مانی ولی ماهنپندارم چنین شیرین دهان هست8نقل کریںبجز پیشت نخواهم سر نهادناگر بالین نباشد آستان هست9نقل کریںبرو سعدی که کوی وصل جاناننه بازاریست کان جا قدر جان هست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوستبوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107اگلی نظمبیا بیا که مرا با تو ماجرایی هستبگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109آڈیوصداکار منتخب کریںسمیه الماسیفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبنادیا رحمانحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوستبوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107
اگلی نظمبیا بیا که مرا با تو ماجرایی هستبگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109