سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 634غزل شمارهٔ 634شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: هیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که به حسن قامتت سرو ندیدهام سهیگر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهی2نقل کریںجور بکن که حاکمان جور کنند بر رهیشیر که پایبند شد تن بدهد به روبهی3نقل کریںاز نظرت کجا رود ور برود تو همرهیرفت و رها نمیکنی آمد و ره نمیدهی4نقل کریںشاید اگر نظر کنی ای که ز دردم آگهیور نکنی اثر کند دود دل سحرگهی5نقل کریںسعدی و عمرو زید را هیچ محل نمینهیوین همه لاف میزنیم از دهل میان تهی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای باد صبحدم خبر دلسِتان بگویوصف جمال آن بت نامهربان بگویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633اگلی نظماگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهیسر بندگی به حُکمت بنهم که پادشاهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 635زمینہم وزن و قافیہ نظمیںریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهیلایق خرکمان من نیست در این جهان زهیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2474آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای باد صبحدم خبر دلسِتان بگویوصف جمال آن بت نامهربان بگویسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633
اگلی نظماگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهیسر بندگی به حُکمت بنهم که پادشاهیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 635
ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهیلایق خرکمان من نیست در این جهان زهیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2474