سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 421غزل شمارهٔ 421شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارمیکنمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون من به نفس خویشتن این کار میکنمبر فعل دیگران به چه انکار میکنم؟22نقل کریںبلبل سماع بر گل بستان همی کندمن بر گل شقایقرخسار میکنم33نقل کریںهر جا که سروقامتی و موی دلبریستخود را بدان کمند گرفتار میکنم44نقل کریںگر تیغ برکشند عزیزان به خون منمن همچنان تأمل دیدار میکنم55نقل کریںهیچم نماند در همه عالم به اتفاقالا سری که در قدم یار میکنم66نقل کریںآنها که خواندهام همه از یاد من برفتاِلّا حدیث دوست که تکرار میکنم77نقل کریںچون دست قدرتم به تمنا نمیرسدصبر از مراد نفس به ناچار میکنم88نقل کریںهمسایه گو گواهی مستی و عاشقیبر من مده؛ که خویشتن اقرار میکنم99نقل کریںمن بعد از این نه زهد فروشم نه معرفتکان در ضمیر نیست؛ که اظهار میکنم1010نقل کریںجان است و از محبت جانان دریغ نیستاینم که دست میدهد ایثار میکنم1111نقل کریںزُنّار اگر ببندی سعدی هزار باربه زان که خرقه بر سر زُنّار میکنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما همه چشمیم و تو نور ای صنمچشم بد از روی تو دور ای صنمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 420اگلی نظمآن کس که از او صبر محال است و سکونمبگذشت ده انگشت فروبرده به خونمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 422◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآغاز خط مفارقت از یار میکنمدر نوبهار پشت به گلزار میکنمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5822◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما همه چشمیم و تو نور ای صنمچشم بد از روی تو دور ای صنمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 420
اگلی نظمآن کس که از او صبر محال است و سکونمبگذشت ده انگشت فروبرده به خونمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 422