سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 595غزل شمارهٔ 595شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: الیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهرگز حسد نبردم بر منصبی و مالیالا بر آن که دارد با دلبری وصالی2نقل کریںدانی کدام دولت در وصف مینیایدچشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی3نقل کریںخرم تنی که محبوب از در فرازش آیدچون رزق نیکبختان بی محنت سؤالی4نقل کریںهمچون دو مغز بادام اندر یکی خزینهبا هم گرفته انسی وز دیگران ملالی5نقل کریںدانی کدام جاهل بر حال ما بخنددکاو را نبوده باشد در عمر خویش حالی6نقل کریںبعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالشوز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالی7نقل کریںاول که گوی بردی من بودمی به دانشگر سودمند بودی بی دولت احتیالی8نقل کریںسال وصال با او یک روز بود گوییو اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی9نقل کریںایام را به ماهی یک شب هلال باشدوآن ماه دلستان را هر ابرویی هلالی10نقل کریںصوفی نظر نبازد جز با چنین حریفیسعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالیوَ واصِلْنی اِذا شَوَّشْتَ حالیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594اگلی نظممرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 596زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآليیا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 462بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالیخوش باش زان که نبود این هر دو را زوالیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 464آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالیوَ واصِلْنی اِذا شَوَّشْتَ حالیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594
اگلی نظممرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 596
یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآليیا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 462