سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 144غزل شمارهٔ 144شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: نتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که رحمت مینیاید بر منتآفرین بر جان و رحمت بر تنت2نقل کریںقامتت گویم که دلبند است و خوبیا سخن یا آمدن یا رفتنت3نقل کریںشرمش از روی تو باید آفتابکاندر آید بامداد از روزنت4نقل کریںحسن اندامت نمیگویم به شرحخود حکایت میکند پیراهنت5نقل کریںای که سر تا پایت از گل خرمن استرحمتی کن بر گدای خرمنت6نقل کریںماهرویا! مهربانی پیشه کنسیرتی چون صورت مستحسنت7نقل کریںای جمال کعبه رویی باز کنتا طوافی میکنم پیرامُنت8نقل کریںدست گیر این پنج روزم در حیاتتا نگیرم در قیامت دامنت9نقل کریںعزم دارم کز دلت بیرون کنمو اندرون جان بسازم مسکنت10نقل کریںدرد دل با سنگدل گفتن چه سودباد سردی میدمم در آهنت11نقل کریںگفتم «از جورت بریزم خون خویش»گفت «خون خویشتن در گردنت»12نقل کریںگفتم «آتش درزنم آفاق را»گفت سعدی درنگیرد با منت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین که تو داری قیامت است، نه قامتوین نه تَبَسُّم که مُعْجِز است و کِرامَتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143اگلی نظمآفرین خدای بر جانتکه چه شیرین لبست و دندانتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبنادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین که تو داری قیامت است، نه قامتوین نه تَبَسُّم که مُعْجِز است و کِرامَتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143