سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497غزل شمارهٔ 497شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انایصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آیدهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آی22نقل کریںدمادم حوریان از خلد رضوان میفرستندتکه ای حوری انسانی دمی در باغ رضوان آی33نقل کریںگرت اندیشه میباشد ز بدگویان بی معنیچو معنی معجری بربند و چون اندیشه پنهان آی44نقل کریںدلم گرد لب لعلت سکندروار میگرددنگویی کآخر ای مسکین فراز آب حیوان آی55نقل کریںچو عقرب دشمنان داری و من با تو چو میزانمبرای مصلحت ماها ز عقرب سوی میزان آی66نقل کریںجهانی عشقبازانند در عهد سر زلفترها کن راه بدعهدی و اندر عهد ایشان آی77نقل کریںخوش آمد نیست سعدی را در این زندان جسمانیاگر تو یک دلی با او چو او در عالم جان آی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای صورتت ز گوهر معنی خزینهایما را ز داغ عشق تو در دل دفینهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 496اگلی نظمقیمت گل برود چون تو به گلزار آییو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای صورتت ز گوهر معنی خزینهایما را ز داغ عشق تو در دل دفینهایسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 496
اگلی نظمقیمت گل برود چون تو به گلزار آییو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498