سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257غزل شمارهٔ 257شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ربودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز دست دوست هر چه ستانی شکر بودوز دست غیر دوست تبرزد تبر بود2نقل کریںدشمن گر آستین گل افشاندت به رویاز تیر چرخ و سنگ فلاخن بتر بود3نقل کریںگر خاک پای دوست خداوند شوق رادر دیدگان کشند جلای بصر بود4نقل کریںشرط وفاست آن که چو شمشیر برکشدیار عزیز جان عزیزش سپر بود5نقل کریںیا رب هلاک من مکن الا به دست دوستتا وقت جان سپردنم اندر نظر بود6نقل کریںگر جان دهی و گر سر بیچارگی نهیدر پای دوست هر چه کنی مختصر بود7نقل کریںما سر نهادهایم تو دانی و تیغ و تاجتیغی که ماهروی زند تاج سر بود8نقل کریںمشتاق را که سر برود در وفای یارآن روز روز دولت و روز ظفر بود9نقل کریںما ترک جان از اول این کار گفتهایمآن را که جان عزیز بود در خطر بود10نقل کریںآن کز بلا بترسد و از قتل غم خورداو عاقلست و شیوه مجنون دگر بود11نقل کریںبا نیمپختگان نتوان گفت سوز عشقخام از عذاب سوختگان بیخبر بود12نقل کریںجانا دل شکسته سعدی نگاه داردانی که آه سوختگان را اثر بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنفسی، وقت بهارم، هوس صحرا بودبا رفیقی دو که دایم نتوان تنها بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256اگلی نظممرا راحت از زندگی دوش بودکه آن ماهرویم در آغوش بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاشکی که گوهرش ز نژاد جگر بودهرقطره اش ستاره صبح اثر بودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4237ای بلهوس که آمده میهمان وعظوقتی بیا که زهر بکامت شکر بودعرفی»قطعات»شمارهٔ 18 - مهمان وعظآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنفسی، وقت بهارم، هوس صحرا بودبا رفیقی دو که دایم نتوان تنها بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256