سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 159غزل شمارهٔ 159شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اگنجدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنه آن شبست که کس در میان ما گنجدبه خاک پایت اگر ذره در هوا گنجد22نقل کریںکلاه ناز و تکبر بنه کمر بگشایکه چون تو سرو ندیدم که در قبا گنجد33نقل کریںز من حکایت هجران مپرس در شب وصلعتاب کیست که در خلوت رضا گنجد44نقل کریںمرا شکر منه و گل مریز در مجلسمیان خسرو و شیرین شکر کجا گنجد55نقل کریںچو شور عشق درآمد قرار عقل نمانددرون مملکتی چون دو پادشا گنجد66نقل کریںنماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرودمجال آن که دگر پند پارسا گنجد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممویت رها مکن که چنین بر هم اوفتدکآشوب حسن روی تو در عالم اوفتدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158اگلی نظمحدیث عشق به طومار در نمیگنجدبیان دوست به گفتار در نمیگنجدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 160◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبنادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممویت رها مکن که چنین بر هم اوفتدکآشوب حسن روی تو در عالم اوفتدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158
اگلی نظمحدیث عشق به طومار در نمیگنجدبیان دوست به گفتار در نمیگنجدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 160