سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200غزل شمارهٔ 200شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: رنباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچه کسی؟ که هیچ کس را به تو بر نظر نباشدکه نه در تو باز ماند مگرش بصر نباشد22نقل کریںنه طریق دوستان است و نه شرط مهربانیکه ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد33نقل کریںمکن ار چه میتوانی که ز خدمتم برانینزنند سائلی را که دری دگر نباشد44نقل کریںبه رهت نشسته بودم که نظر کنی به حالمنکنی که چشم مستت ز خمار بَر نباشد55نقل کریںهمه شب در این حدیثم که خنک تنی که داردمژهای به خواب و بختی که به خواب در نباشد66نقل کریںچه خوش است مرغ وحشی که جفای کس نبیندمن و مرغ خانگی را بکشند و پَر نباشد77نقل کریںنه من آن گناه دارم که بترسم از عقوبتنظری که سر نبازی ز سر نظر نباشد88نقل کریںقمری که دوست داری همه روز دل بر آن نهکه شبیت خون بریزد که در او قمر نباشد99نقل کریںچه وجود نقش دیوار و چه آدمی؟ که با اوسخنی ز عشق گویند و در او اثر نباشد1010نقل کریںشب و روز رفت باید قدم روندگان راچو به مأمنی رسیدی دگرت سفر نباشد1111نقل کریںعجب است پیش بعضی که تَر است شعر سعدیورق درخت طوبیست چگونه تر نباشد؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا حال مَنت خبر نباشددر کار مَنت نظر نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199اگلی نظمآن به که نظر باشد و گفتار نباشدتا مدّعی اَندر پس دیوار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشدبرود شبی و ما را خبر از سحر نباشدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 695◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآن به که نظر باشد و گفتار نباشدتا مدّعی اَندر پس دیوار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201
گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشدبرود شبی و ما را خبر از سحر نباشدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 695