سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200غزل شمارهٔ 200شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: رنباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه کسی؟ که هیچ کس را به تو بر نظر نباشدکه نه در تو باز ماند مگرش بصر نباشد2نقل کریںنه طریق دوستان است و نه شرط مهربانیکه ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد3نقل کریںمکن ار چه میتوانی که ز خدمتم برانینزنند سائلی را که دری دگر نباشد4نقل کریںبه رهت نشسته بودم که نظر کنی به حالمنکنی که چشم مستت ز خمار بَر نباشد5نقل کریںهمه شب در این حدیثم که خنک تنی که داردمژهای به خواب و بختی که به خواب در نباشد6نقل کریںچه خوش است مرغ وحشی که جفای کس نبیندمن و مرغ خانگی را بکشند و پَر نباشد7نقل کریںنه من آن گناه دارم که بترسم از عقوبتنظری که سر نبازی ز سر نظر نباشد8نقل کریںقمری که دوست داری همه روز دل بر آن نهکه شبیت خون بریزد که در او قمر نباشد9نقل کریںچه وجود نقش دیوار و چه آدمی؟ که با اوسخنی ز عشق گویند و در او اثر نباشد10نقل کریںشب و روز رفت باید قدم روندگان راچو به مأمنی رسیدی دگرت سفر نباشد11نقل کریںعجب است پیش بعضی که تَر است شعر سعدیورق درخت طوبیست چگونه تر نباشد؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا حال مَنت خبر نباشددر کار مَنت نظر نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199اگلی نظمآن به که نظر باشد و گفتار نباشدتا مدّعی اَندر پس دیوار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشدبرود شبی و ما را خبر از سحر نباشدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 695آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآن به که نظر باشد و گفتار نباشدتا مدّعی اَندر پس دیوار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201
گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشدبرود شبی و ما را خبر از سحر نباشدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 695