سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 164غزل شمارهٔ 164شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: اردصنف: غزلصداکاران: سمیه الماسی و دیگرآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسمیه الماسیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدیدار یار غایب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان بر تشنهای ببارد22نقل کریںای بوی آشنایی دانستم از کجاییپیغام وصل جانان پیوند روح دارد33نقل کریںسودای عشق پختن عقلم نمیپسنددفرمان عقل بردن عشقم نمیگذارد44نقل کریںباشد که خود به رحمت یاد آورند ما راور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد55نقل کریںهم عارفان عاشق دانند حال مسکینگر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد66نقل کریںزهرم چو نوشدارو از دست یار شیرینبر دل خوشست نوشم بی او نمیگوارد77نقل کریںپایی که برنیارد روزی به سنگ عشقیگوییم جان ندارد یا دل نمیسپارد88نقل کریںمشغول عشق جانان گر عاشقیست صادقدر روز تیرباران باید که سر نخارد99نقل کریںبیحاصلست یارا اوقات زندگانیالا دمی که یاری با همدمی برآرد1010نقل کریںدانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوتکز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که می با تو خورد عربده کردهر که روی تو دید عشق آوردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163اگلی نظمکه میرود به شفاعت که دوست بازآردکه عیش خلوت بی او کدورتی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 165◆آڈیوصداکار منتخب کریںسمیه الماسیفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که می با تو خورد عربده کردهر که روی تو دید عشق آوردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163
اگلی نظمکه میرود به شفاعت که دوست بازآردکه عیش خلوت بی او کدورتی داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 165